.*.از روزهایی میگم که همیشه واسم برفی بوده روزهایی با دونه های بلوری سفید که همیشه دوستشون داشتم روزاتون برفی.*.
تعداد بازدیدکنندگان : 257767

New Page 1

افراد آنلاین: نفر

دوشنبه 31 فروردین‌ماه سال 1388
کاش کسی بیاید...

تا صحبت عشق شد . دلم یهو هری ریخت.نمیدونم چرا؟

    اینروزا! هر جا هر طرف نگاه میکنم همه یه جورایی میخوان

    بگن عاشقند !!!

     توی روزنامه میخونیم...اون مرد  عاشق!!  معشوقشو دزدید

     اذیتش کرد! بعد با وضعیت فجیعی تو خیابون رهاش کرد....

    خیلی خنده داره..مجنون های امروزی چه راههایی دارن

    برای ابراز عشقشون!!!....

      یه جا دیگه میخونیم...فلان خانم  همسرشو کشت.

      فلان آقا بچه اشو کشت...اینا همه عاشقند؟؟

      از عشق دیوانه شده اند؟؟

      فرهادهای امروزی شیرین هایشان را به حراج میگذارند!

      لیلی ها در گوش دشمنان فرهاد زمزمه عشق سر میدهند !!.

      خیلی خنده دار شده..رسم عاشقی امروزززز......

     عشق مادر تماشایست.....

     مادر برای وصال به یار...فرزندش را کنارخیابون رها میکنه..

     وه چه دردناکه این غریبیها..تو  دیار خود غریب بودن دردناکه..

    در این شهر غریبیهاکه صدها قلب را زنده زنده خاک میکنند.ما بدنبال چه میگردیم؟

    یکنفر یکروز جایی گفت:

     آدمها دلهای سیاه خود را هروز

    با ابرنگ پر رنگ می کنند

     با تظاهر به خوب بودن

     چشم و دل خود را یکرنگ میکنند

     وایییییی خدای من....

         من چگونه در میان توده ماتم قصه عشق باور کنم؟

    کاش کسی میامد....با یک فریاد ویا یک رعد آسمانی...

    کاش کسی بیاید....که قلبها در آتش هجرش میسوزد...

      میامدو التیام بخش زخمهای کهنه ماکه از دل رویاست باشد...

     کاش کسی بیاید! با ردای مهربانی..و بر پل تنهایی مابایستد....

      و فریاد عشق سر دهد..... 

کاش کسی بیاید.


عناوین آخرین یادداشت ها
نام کاربری
عضویت در گروهم یاهو 360 پس از وارد کردن ایمیل بر روی عکس کلیک کنید