.*.از روزهایی میگم که همیشه واسم برفی بوده روزهایی با دونه های بلوری سفید که همیشه دوستشون داشتم روزاتون برفی.*.
تعداد بازدیدکنندگان : 257904

New Page 1

افراد آنلاین: نفر

پنج‌شنبه 24 اسفند‌ماه سال 1385
در آسمان
"فقط صدای زوزه ی باد از درزهای پنجره ام می آید"

سایه ی سرم روی کاغذ افتاده...چیزی نمی بینم

چند تکه کاغذ روی میزم - به همراه ساعتی از کار افتاده

عکس های سیاه و سفید...

خرده آشغال های دیگر

سازهای غربت... صدای بازاریان سکوت شب را بر هم می زند

شب شده - از پنجره ام به شهر تاریک نگاه می کنم

مادری دست کودکش را گرفته... می دوند تا خیس نشوند

اذان با زمینه ای از نم نم باران گوش ها را نوازش می دهد

به آسمان نگاه می کنم

فقط یک ستاره در آمده

نمیدانم چرا ستاره ها ریگر شب ها هم به مهمانی من نمی آیند

خودکار بیک در دستم -

گرسنه ام می شود

تکه از نان شام دیشب باقی ماندست

چقدر ماشین...چقدر آدم

آدمک های بی هدف... یکیشان من

تلفنم غبار گرفته...چند ماهیست روزنامه نخوانده ام

دست هایم زخم برداشته اند

یاد جمله ای می افتم :

" دوست ٬ یک سکه ی نایاب ! "

عناوین آخرین یادداشت ها
نام کاربری
عضویت در گروهم یاهو 360 پس از وارد کردن ایمیل بر روی عکس کلیک کنید